کلبه ی تنهایی یه عاشق
سلام به وبلاگ کوچولوی من خوش اومدی!!
گفتی خدا حافظ گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد نخواه اما ای کاش می گفتی چرا؟ سلام دوستان مرسی از نظرهای قشنگتون عکس رو هم عوض کردم راستی به وب جدید من سر بزنید این وبم بهتره.. |www.looveely.loxblog گفتی خدا حافظ گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد نخواه اما ای کاش می گفتی چرا؟ اس ام اس عاشقونه زیباترین شب زمین ، شب پر از نگاه تو ، دعای من برای تو ، خدای من پناه تو. ________________________________________________________________ امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . . . . . عمر من در عشق خوبان سر رسید / موی من از عشق خوبان شد سفید صد من چون از کبوتر خانگیست / ناز کردن بر من از دیوانگیست من چه دارم از تو پنهانش کنم ؟ / جان تقاضا کن که قربانت کنم . . . آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . . . . . دریا همیشه از من دلگیر است چون بزرگی دل دوستانم را به رخ او میکشم . . . نترسم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی ؟ آمدم برای توست اگر هستم برای توست اگر میگریم برای توست اگر می خندم برای توست اگر شادم اگر غمگین برای توست ، و اگر روزی بمیرم برای توست . . . چندروزپیش سرخیابون منتظرتاکسی بودم دیشب رفته بودم پارک یکم بشینم حال و هوام عوض بشه دیدم همه نیمکت های پارک دونفره اند گفتم بیخیال رو چمن میشینم. به سر نوشت گفتم با آنکه بازیم داد چه کنم انگشت بر لبانم گذاشت گفت هیســـــ بسپارش به من که هیچ احدی از سر نوشتش ..... خبر ندارد..... سپردمش به خودت میگم اگه چیزی نوشتی برسون میگه هیچی ننوشتم!! هنوز حرفش تموم نشده بود به معلم میگه: اگه میشه یه برگه ی اضافی بدید جا واسه ی نوشتن کم آوردم به این آدما چی میگن؟؟؟؟ باران همیشه می بارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست میدارند نامردیست ان همه اشک را به چشمکی فروختن اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو را پیدا کردم یاد اون روزا افتادم که به صد تا بختر از تو گفتم من بهترن رو دارم.. به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همون روز اول فکری برای جای خالیت بکنه اگر به دنیا آمدم برای توست اگر هستم برای توست اگر میگریم برای توست اگر می خندم برای توست اگر شادم اگر غمگین برای توست ، و اگر روزی بمیرم برای توست . . . . گوش تا گوش صحرا تو بخواب شیرها خاطرشان هست تو اهوی منی در دفتر دل یاد تو سرمشق من است / یادم نرود یاد تو تکلیف من است زین شاخه به ان شاخه پریدن ممنوع در ذهن به جز تو افریدن ممنوع غیر از تو ورود دیگران در قلبم عما... ابدا... هیچ...اکیدا ممنوع دوست خوبم بهم پیشنهاد داد اس ام اس های شاد تری بذارم ممنونم از انتقادت سوگند جان. به پاس قدر دانی از نطر شما منم این پـَـــ نــه پـَـــ ها رو گذاشتم که یه کوچولو (نمیگم زیاد چون نطر ها فرق داره)بخندیم البته باهم نه به هم بابام زنگ زده میگه سند خونه رو بردار بیار ! بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند خونتونه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم معلمشون دعواش کرده ! کامپیوتر داشت کار میکرد که یِیهو دود سیاهی از پشتش زد بیرون ! میگه : کامیپوترت سوخت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاکس شد ! توی راز بقا ۶۰تا شیر ریختن سر یه گورخر ! برگشته میگه میخوان بخورنش ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوان سوارش بشن ولی خره رضایت نمیده میگه مامانم گفته با غریبه ها بازی نکن !!!!!!!!!!!!!! بهش میگم پاتو توی کفش من نکن ! میگه یعنی دخالت نکنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیا دستتو بکن تو دماغم ! کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون! تو هواپیما نشستم دارم دعا میخونم بغل دستیم میگه دعا میکنی سالم برسی؟ پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا میکنم سقوط کنیم! زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟ پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم! شمع های ماشینم سوخته، رفتم تعمیرگاه... می پرسه عوضشون کنم؟ پـَـ نه پَــ، فوتشون کن تا صد سال زنده باشی! زنگ زدیم 110 می گم آقا این جا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید. می پرسه می خواهید ازش شکایت کنید؟ پـَـ نه پَــ، زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یه جایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب! هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولا رو دادم به پرستاره... می گه آمپول بزنم؟ پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم! نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟ میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم! رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟ میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم! شاید منم میشناسمت و خودم خبر ندارم عزیزم فقط راستش من اصلا متوجه حرفات نشدم اگه امکان داره همه ی ماجرا رو واسم بنویس از اول اول. دوست دارم سوگل جونم. بازم بهم سر بزن بازم میگم اسمم فرشته است از او هم این وبلاگ رو خودم نوشتم بای بووس در جواب تمام محبت های شما خواستم بگم که:: ۱ سوگل جان من از اول خودم نویسنده ی این وبلاگ بودم فقط اسم نویسنده رو عوض کردم ۲ محمد جان من با تبادل لینک موافقم اما شما واسه من ادرس وبلاگ قشنگت رو بذار من فرشته هستم (مانیا صدام میکنن)از حرفایی هم که میزنی سر در نمیارم فدات شم دوست داشتی بازم واسم نطر بذار... اگه وب داری بگو تا لینکت کنم راستش یه جورااییییییی دووووووووووووووست دارم میخوای ازم بیشتر بدونی پروفایلم رو بخون عین حقیقت رو نوشتم ♥ سلام دوستان من بازم اومدم با کلی اس ام اسسسسسسس عاشقونه امیدوارم خوشتون بیاد. ♥ ♥ یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری . ♥ ♥ چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند ! ♥ ♥ تقویم روزهایم شکسته و گم است ، بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است ! ♥ ♥ وقتی پیام عاشقانه ات بهم میرسه خیلی خوشحال میشم ولی این خوشحالی زیاد طول نمی کشه چون فکر اینکه کی اینو برات فرستاده دیوونه ام میکنه!!!!! ♥ ♥ماه من ، نماز آیات می خوانم ، وقتی گرفته ای ! ♥ ♥ خیالت همه شب مونس و دمساز من است ، شرم دارم که شکایت کنم از "تنهایی" . ♥ ♥ شهرمن رو به زوال است تو باید باشی /دل من زیر سوال است تو باید باشی / فال حافظ زدم آن رند غزل خوان میگفت /زندگی بی تو محال است تو باید باشی♥ ♥خونه ی اجاره ای داری برای یه آدم تنها ؟ قلبشو پیش میده ، جونشو ماه به ماه !♥ ♥ خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی .♥ ♥ یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم / ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .♥ ♥ سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند "همه چیز" زیر سر من است !♥ ♥ از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم : دوستت !♥ ♥ از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .♥ ♥ هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها ! ♥ بنگر که بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است : تو ! ♥ خواهشا نطر یادتون نره...یه دریا بوس روی قلبی نوشته بودن شکستنی است مواظب باشین ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید دوستت دارم ، رازیست که ، در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی دوری از این دیده ، اما باز یادت میکنم / حرمت این آشنایی فرش راهت میکنم در فراقت ، غم حصار خنده هایم را شکست / باز هم از انتهای دل صدایت میکنم توکه با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟ مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟ یادم نرود که : من تنها هستم ، اما تنها من نیستم چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم روزی می شود که برگ برنده ات دل می شود اما تو دیگر حاکم نیستی اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد . عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست هنوز دنبال یه بهونهای که بمونی چمن ها بی تو زیبایی ندارد / بهار و گل دلارایی ندارد فریب کَس نخوردم جز تو ای یار / که دیگر کَس فریبایی ندارد تو این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـنها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟ ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . من ملک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد در این دیر خراب آبادم نیستم آدم اگر باز نگردم آنجا / زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم ادمای زیادی تو دنیا روی تختهای دونفره میخوابند اما قشنگ اونه که روی تختهای یه نفره به یاد هم بیدارن. 1. آنقدر باورت دارم ک وقتی می گویی باران خیس میشوم میگن غمتو به هیچکس نگو حتی به چشمالت چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه... هیچگاه پس از هم آغوشی هایت عشق را ارزیابی مکن! هیچ مردی در رختخواب بد اخلاق نیست دیگر نمیگویم گشتم نبود...نگرد نیست..... بگذار صادقانه بگویم: گشتم اتفاقا بود....! فقط مال من نبود......... شما بگردید.....لابد مال شماست....!!!!!!!! گفتی تا آخر دنیا باهاتم حالا میفهمم که چرا همش میگفتی دنیا دو روزه حالا که خوب نگاه می کنم, میبینم ما به دست هم پیر می شویم نه به پای هم اس ام اس سلام برای نماز صبح سلام من به هر چه وبه هر کــــسی که با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود . . . سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست سلام من به آن پرند سپیده وشادمان که در سپیده با نسیم ترانه ساز می شود سلام ببخشید ما داشتیم تو کوچه اس ام اس بازی میکردیم یکی از سلاما افتاد تو خونتون ! میشه پسش بدین !؟؟ ما منتظریم ! سلام صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من آبی بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند . . . خزان که مال ما شد ، بهار مال شما صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟ به لحظه های “بی” توبودن سلام میکنم / به سینه ام دلی هست به نام میکنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان / به لحظه های “با “تو بودن سلام میکنم . . . .::IvIOHAIvIIvIAD::. .::::SMS::::. به نام خدا خالق انسان ، به نام انسان خالق غم ها رفته است به راهی که بر نمیگردد باز ، خوبترین پرنده خوش آواز ،ای کاش ندیده بودمش از آغاز ، یا بود مسیر تماشایش باز . . . بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من ، خدا عاشقان را غم مده ، شکرانه اش با من . . . لحظه لحظه ، دم به دم ، ساعت به ساعت خواهمت ، گر خوشم یا ناخوشم ، در هر دو حالت خواهمت ،گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند ، در آن زمان ای یار ، من با اشاره خواهمت . . . وقتی از کسی کینهای به دل میگیری در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و برای او خدایا عاشقم کردی کنار من نمی مونه داره دل میکنه میره بهم میگه پشیمونه خدایا عاشقم کردو حالا از بودنم سیره دل بی رحم اون حالا یه جای دیگه ای گیره خودش با من نمی مونه میگه قسمت ما اینه میذاره گردن تقــــدیر گناهش رو نمی بینه فلسفه الاکنگ:اثبات بزرگی کسی است که فرو میشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند... زمان غارتگر غریبیست همه چیز را بی اجازه می برد جز حس دوست داشتن را... مردم بسیاری وارد زندگی شما میشوند ، اما فقط رد پای دوستان در قلبتان باقی میماند . گرچه از فاصله ماه به من دور تری ، ولی انگار همینجا و همین دور و بری لحظه پاک نیایش دارم از خدا یه خواهش ، بر سر دل های سوخته بکشد دست نوازش . . . تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شده ، از عاشقی تباهی ، از زندگی مصیبت . اگه همونقدر که واسه خر کردن من تلاش کردی وقت میگذاشتی تا الان ادم شده بودی ! . معمولا تو قبل از افطار ایجوری هستی .(‘.’) ولی بعد از افطار ! _(‘.’)_ خسته نباشی ! سلام عزیزم ، خواستم بگم … واقعا بدجورى تو دلم نشستى … پاشو درست بشین ! . هرگز نگران اینکه قلب مردی را شکستهای نباش در بدترین حالت فقط کمی رگ به رگ شده است و یک روز بعد دوباره مثل ساعت کار میکند ! نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی اکنون که زبانت نیش دارد دهنت را ببند ! از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است دیدن یه رنگین کمون تو دست در دست دیگری .... سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم امشب دلم گرفته امشب می خوام بنویسم می خوام بگم می خوام حرفهایی که تو دلم عقده شده بگم ولی نمی دونم از کجا بگم و چه جوری بگم از نامردی روزگار بگم یا از بخت و اقبال بد خودم بگم یا ... کاش ما آدمها انقدر انصاف داشتیم تا زود قضاوت نکنیم و به طرف مقابلمون یه فرصت می دادیم تا بتونه حرف خودشو بزنه چرا ما همه اش فکر می کنیم کار خودمون درسته و کار بقیه اشتباه ! چرا نباید کمی از غرورمون کم کنیم و قبول کنیم که ما هم بعضی وقتا اشتباه می کنیم چرا وقتی عصبی می شیم تمام پل های پشت سرمونو خراب می کنیم و دیگه راه بازگشتی برای خودمون نمی ذاریم و باعث بشیم که هم زندگی خودمون و هم زندگی کسی که دوستش داریم نابود بشه . چرا باید بعضی وقتا به کسایی اطمینان کنیم که به ظاهر دوستمون هستن ولی در باطن دارن زندگیمونو خراب می کنن ولی ما فکر می کنیم تمام حرفهاشون به صلاح خودمونه و این اطمینان کاذب باعث بشه که کسی رو که زمانی دوست داشتیمو از دست بدیم و زندگی اونو تباه کنیم و بریم دنبال کسه دیگه ای این واقعا انصافه؟ دنیای ما آدمها رو مشغول ساخته تا بتونیم اینقدر در حق هم بی مرفتی کنیم که بتونیم میزان انسانیت خودمون رو ثابت کنیم ولی حیف که اینقدر فهم ما کم هست که انسانیت را در همین می بینیم و لذت محبت عمیق را با محبت به وسعت نور خوشید را با محبت تاریکی مثل نور ماه عوض می کنیم ولی نمی دونیم که یه روز مشتی خاک تیره و خشن مارو در آغوش می گیرد و این آغوش گرم زود گذر را از یاد می بریم و باید یا دستانی که هر ساعت گرمی یک به ظاهر انسان را لمس می کرد با سردی مشتی خاک که مارا پناه داده عوض کنیم . اینا حرف های دلم بود که مدتی بود توی دلم سنگی می کرد . این حرفارو واسه کسی نوشتم که امیدوارم یه روزی گذرش توی وبلاگ من بخوره و بدونه چه کرده با دل من . امیدوارم درک کنه ! و امیدوارم یه روزی هم درک کنه که من ... 13- یک بوسه زلبهای تو در خواب گرفتم/گویی که گل از چهره مهتاب گرفتم/هرگز نتوانی تو زمن دور بمانی/چون عکس تو را در دل خود قاب گرفتم. روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تکراری برای بیان عشق،بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می کنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند. یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخکوب شدند. قطره های بلورین اشک،صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد یا فرار می کند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناک ،با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود با چشات میخندی اما تو دلت یه چیز دیگه است بهم میگی عزیزم ولی حیف تو دلت عزیزه دیگه است پنهونش نکن ، میفهمم ، میدونم که اشتباه نیست. اگه میتونه غریبه ، تو رو خوشبخت کنه یارم؟؟؟؟ دستتو خودم با شادی ، تو ی دست اون میزارم میگذرم از دلت اما این تو خاطرت بمونه واسه یارت کم نذاری؟ بی تو یارت نمیتونه بهش نگو که دستات روزی پناه من بود صورت ماه و قشنگت روزی برای من بود من که عاشقتم میفهمم چقدر سخته نباشی مرگ واسشه ببینه با غریبه آشنا شی برو خوش باش نازنینم من خوشم به دل خوشی هات بگذر از شکستن من دستشو بگیر تو دستات.. ما در تو به چشم دوست مینگریم ای دوست مبین به چشم دشمن مارا یه گل واست فرستادم اگه نرسید ببین چقدر گلی که روش نشده بیاد پیشت ستاره وقتی میشکنه شهاب میشه ولی دل که میشکنه میشه یه سوال بی جواب من در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن سهم کسانیست که هرگز نمیرسند و رسیدن سهم کسانیست که هرگز نمیدوند من برای تو رسیدن به تو سال ها دویدم اما غافل از اینکه تو سهم کسی شدی که هرگز برایت ندویده بود.... از تابلو ترین دروغ های یک پسر.... (البته به داداش گلم بر نخوره ها؟ تو که ماهی....خودت میدونی منطورم به کیه!!) 1) دوستت دارم 2) عاشقتم 3) اولین باره که با یه دختر دوست میشم 4) قول میدم همیشه با هم بمونیم 5) من از اخلاقت خوشم امده 6) تو رو فقط واسه ازدواج میخوام 7) هر کاری بگی واسه رسیدن به تو انجام میدم 8) به غر از تو به هیچ کس فکر نمیکنم 9) خوشگل ترین دختری که تو عمرم دیدم تویی 10) بهترین لحظه ی عمرم زمانی است که با تو هستم بگذار سر بر سینه ی من تا که بشنوی اهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید بیش از این نپسندی در کار عشق ، آزار این رمیده ی سر در کمند راااااا بگذار سر بر سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست؟ عشق کدام است؟ غم کجاست؟ همه و همه در دل درد مند من جای دارد همه همه همه همه زندگی مقل دیکته است می نویسیم و پاک میکنیم غافل از روزی که میگن برگه ها بالا هر چی هستی همون باش هر چی نیستی نگو کاش خود را به که بسپارم ؟ خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دل ها همه از سنگ است شاید در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست کسی عاشق آلوده به صد رنگ است میگن محبت بزرگترین سرمایه است یادت باشه خیلی ثروتمندی دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم دوست ندارم بمونم و فراموشت کنم بدین افسونگری وحشی نگاهی مزن بر چهره رنگ بی گناهی شرابی تو شراب زندگی بخش شبی مینوشمت خواهی نخواهی تن مرد و نامرد هردو یکیست روزگار باید بگذرد تا بدانی مرد کیست شادیت شادی من غصه ات غصه ی من قلب من خانه ی تو خانه ات قبله ی من منو تو از تبار بی کسانیم در این غوغا چه کس را کس بدانیم؟ کسی نشنیده فریاد کمک را کمک کن تا برای هم بمینیم ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنک گر لبی خنده زند یاد شما می افتیم عابر شهر چشاتم دل من اهل ریا نیست اونی که مثل تو باشه حتی توی قصه ها نیست. ما فقیران قلبمان بی کینه است دوستی با هر که کردیم جای او در سینه است. اگه شکلات بودی شیرین تر بودی اگه عروسک بودی قشنگ تر بودی اما حالا که داداش منی بهترینی عزیز ترینی یه متن واسه همه ی اونایی که قلبشون زندانی یه ادم سنگ دل شده... مدتهاست از این زندانی که برایم درست کردی خسته شدم حالا میخوام اعتراف کنم که من فرزند انتظار متولد پاییز چند وقت پبش به جرم عاشق شدن به زندان دلت زندانی شدم و زندان بان خشنی چون تو هیچ وقت به من فرصت حرف زدن نداد حالا با صدایی بلند فریاد میزنم که گذشت زمانی که میگفتم : عاشقت هستم ..... پس با کلید پشیمانی من از عشق ورزیدن به تو... این دستبند اهنین را از از قلب شکنجه شده ام باز کن... میخوام برم از پیشت دیشب تو فکرت بودم که اشک از چشمانم جاری شد ازش پرسیدم چرا امدی؟ گفت:اخه تو چشای تو کسی هست که دیگه جای من اونجا نیست. دختر از پسر پرسید: منو دوست داری؟ پسر گفت:نه دختر پرسید:من خوشکلم؟ پسر گفت : نه دختر گفت:اگه بمیرم گریه نمیکنی؟ پسر گفت: نه دختر اشک در چشمانش جمع شد و سرش را پایین انداخت. و پسر دختر را در اغوش گرفت و گفت:دوست ندام عاشقتم خوشکل نیستی: زیبا ترینی اگه بمیری گزیه نمیکنم منم میمیرم . در کوچه ی سبز عشق این سخن از من بگیر.... "مرگ تو مرگ من است. پس تمنا میکنم هرگز نمیر"
در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم
امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد
آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟
یه امبولانس قبرستون ازبقلم ردشد
روشیشش نوشته بود
تاحالافکرکردی
اخرین مدل ماشینی که سوارمیشی چیه؟!
زورنزن
مسافرخودمی
![]()
♥
♥ ما با دلمان هنوز مشکل داریم / صد سنگ بزرگ در مقابل داریم / معشوق خودش می برد و می دوزد / انگار نه انگار که ما دل داریم♥
♥ فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ، از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم ! ♥
♥ وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود♥
♥ اي نگار من مبادا ناکسان رامت کنند /با بدان کمتر نشين ترسم که بد نامت کنند /من نميگويم که با کس خو مگير/ هرکه بهرت تب کند بهرش بمير♥
♥ ميفرستم اين پيامک را به دوست او که صدها خصلت زيبا در اوست با مرام و با صداقت با ادب اي پيامک از جانبم خاک پايش را ببوس
.
به نام غمها به وجد آورنده اشک ها ، به نام اشک تسکین دهنده قلبها
به نام قلب ها ایجادگر عشق ، و به نام عشق زیباترین خطای انسان . .
جایی تعیین کردهای. سعی کن خانه دلت را تنها از دوستان پرکنی و هرگز گوشهای از
آن را در اختیار دشمنان نگذاری
ماه میتابد و انگار تویی میخندی ، یاد آید که انگار تویی میگذری . . .
از دوستی شکست و از سادگی خیانت . . .
\].[/
_/ \_
\( . )/
_!/ \!_
آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد
حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد
نمی توان از او رنجشی به دل گرفت
بلکه باید تنها از خود رنجید
که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ...
و این خود دردی کشنده است ...
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن
به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
شاهزده کوچلو چی می خوای
روی زمین جای تو نیست
اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست
آفتاب غروبی نداریم
روزهای خوبی نداریم
واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم
شاهزده کوچلو اون بالا
به غم و آب و نون نبود
خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود
یه وقت مثه ماها نشی
خسته ،کلافه ،نیمه جون
تو حسرت یه تیکه ابر
اینجا دیگه نشونه ای از گل سرخ و لاله نیست
کنار ماه دودیمون نشونه هاله نیست
شاهزده کوچلو اون بالا
به غم و آب و نون نبود
خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود
تو شبا جای ستاره سکه شماری می کنیم
با گل های پلاستیکی عصرو بهاری می کنیم
کی گفته اینجا بمونی؟
پاشو برو به آسمون
همون جا پیش گل سرخ
تو خونه خودت بمون
شاهزده کوچلو چی می خوای
روی زمین جای تو نیست
اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست
آفتاب غروبی نداریم
روزهای خوبی نداریم
واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم
شاهزده کوچلو اون بالا
به غم و آب و نون نبود
خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود
من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ....
مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل...
...آن دستها به هیچ کس وفا ندارند....
دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است ، شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ، کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ، حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .
عشق یعنی این....اونایی که فکر میکنن عاشقن (یکیش خودم )اینو بخونن دیگه نمیگن من عاشقم
در آن بین پسری برخاست و پیش از اینکه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود که"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |


